عزلتی خلخالی، ادهم: تفاوت میان نسخه‌ها

    از ویکی‌نور
    جز (جایگزینی متن - 'سبك' به 'سبک ')
    جز (جایگزینی متن - 'میرداماد، محمدباقر بن محمد' به 'میرداماد، سید محمدباقر بن محمد')
     
    (۸ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد)
    خط ۱: خط ۱:
    <div class='wikiInfo'>
    <div class="wikiInfo">
    [[پرونده:NUR07061.jpg|بندانگشتی|عزلتی خلخالی، ادهم]]
    [[پرونده:NUR07061.jpg|بندانگشتی|عزلتی خلخالی، ادهم]]
    {| class="wikitable aboutAuthorTable" style="text-align:Right" |+ |
    {| class="wikitable aboutAuthorTable" style="text-align:Right" |+ |
    |-
    |-
    ! نام!! data-type='authorName'|عزلتی خلخالی، ادهم
    ! نام!! data-type="authorName" |عزلتی خلخالی، ادهم
    |-
    |-
    |نام های دیگر  
    |نام‌های دیگر  
    |data-type='authorOtherNames'| خلخالی، ادهم
    | data-type="authorOtherNames" | خلخالی، ادهم


    ملا ادهم خلخالی
    ملا ادهم خلخالی
    خط ۱۵: خط ۱۵:
    |-
    |-
    |نام پدر  
    |نام پدر  
    |data-type='authorfatherName'|
    | data-type="authorfatherName" |قاضى‌بیگ خلخالى
    |-
    |-
    |متولد  
    |متولد  
    |data-type='authorbirthDate'|
    | data-type="authorbirthDate" |
    |-
    |-
    |محل تولد
    |محل تولد
    |data-type='authorBirthPlace'|
    | data-type="authorBirthPlace" |
    |-
    |-
    |رحلت  
    |رحلت  
    |data-type='authorDeathDate'|1052 ق
    | data-type="authorDeathDate" |
    |-
    |-
    |اساتید
    |اساتید
    |data-type='authorTeachers'|
    | data-type="authorTeachers" |
    |-
    |-
    |برخی آثار
    |برخی آثار
    |data-type='authorWritings'|[[رسایل فارسی ادهم خلخالی مشتمل بر چهارده رساله در عقاید و اخلاق و عرفان]]
    | data-type="authorWritings" |[[رسائل فارسی أدهم خلخالی]]
    |-class='articleCode'
    ذکر الهیه
    |- class="articleCode"
    |کد مؤلف
    |کد مؤلف
    |data-type='authorCode'|AUTHORCODE7061AUTHORCODE
    | data-type="authorCode" |AUTHORCODE07061AUTHORCODE
    |}
    |}
    </div>
    </div>
    '''ادهم قُرَشى خلخالى'''، متخلص به عُزلتى و مشهور به واعظ، فرزند قاضى‌بيگ خلخالى، از دانشمندان و عارفان برجسته و بنام دوره صفويه (قرن 10 و 11 هجرى) و از زمره تركان پارسى‌گوى است كه در شاخه‌هاى گوناگون معارف انسانى، از جمله اخلاق و موعظه، تفسير قرآن كريم، اصول عقايد اماميه و عرفان، به نظم و نثر آثارى نفيس و ماندگار دارد.


    عُزلتى از معاصرين و مُستَفيدانِ شيخ بهايى ([[شیخ بهایی، محمد بن حسین|شيخ بهاءالدين عاملى]]) و نيز [[میرداماد، محمدباقر بن محمد|ميرداماد]] (مير برهان‌الدين محمدباقر استرآبادى) بود. او در جوانى و در شهر اصفهان به تحصيل و كسب علم و معرفت پرداخت. بعد از اتمام تحصيل و نيل به مدارج بالاى علمى در دارُالارشاد (اردبيل) به كار آموزگارى پرداخت و چون در ملحقات ولايت تبريز با درويشى روشن‌ضمير و صاحب‌دل آشنا شد، تحت تأثير او، ترك رسوم و عادات ظاهرى و نيز امر تدريس كرده و منش صوفيانه و راه اهلِ طريقت را در پيش گرفت و مدتى در ده خَرَقان (از دهستان‌هاى شهرستان قزوين) كنج عزلت گزيد. در آنجا ضمن ارشاد و راه نمودن مردم، به آفرينش آثار نظم و نثر خود همت گمارد.
    '''ادهم قُرَشى خلخالى'''، متخلص به عُزلتى و مشهور به واعظ، فرزند قاضى‌بیگ خلخالى، از دانشمندان و عارفان برجسته و بنام دوره صفویه (قرن 10 و 11 هجرى) و از زمره ترکان پارسى‌گوى است که در شاخه‌هاى گوناگون معارف انسانى، از جمله اخلاق و موعظه، تفسیر قرآن کریم، اصول عقاید امامیه و عرفان، به نظم و نثر آثارى نفیس و ماندگار دارد.


    شادروان استاد محمدعلى تربيت در «دانشمندان آذربايجان»، گويد: «عُزلتى ملا ادهم خلخالى از واعظين معروف آذربايجان بوده، «باب حادى‌عشر» [[حلی، حسن بن یوسف|علامه حلى]] را به‌عنوان لوازم‌الدين، از عربى به پارسى ترجمه كرده و كتابى هم به نام مشرق التوحيد به زبان پارسى تأليف ساخته».
    == تحصیلات ==
    عُزلتى از معاصرین و مُستَفیدانِ [[شیخ بهایی، محمد بن حسین|شیخ بهایى]] ([[شیخ بهایی، محمد بن حسین|شیخ بهاءالدین عاملى]]) و نیز [[میرداماد، سید محمدباقر بن محمد|میرداماد]] (میر برهان‌الدین محمدباقر استرآبادى) بود. او در جوانى و در شهر اصفهان به تحصیل و کسب علم و معرفت پرداخت.  


    قلى‌بيگ شاملوى هروى - كه هم‌روزگار ادهم خلخالى بوده و او را درك كرده - در كتاب خود، «قصص الخاقانى» - كه مشتمل بر تاريخ صفويه تا سال 1085 است، درباره زندگى و حالات و روحيات عُزلتى دانستنى‌هاى مفيد ارائه داده است.
    بعد از اتمام تحصیل و نیل به مدارج بالاى علمى در دارُالارشاد (اردبیل) به کار آموزگارى پرداخت و چون در ملحقات ولایت تبریز با درویشى روشن‌ضمیر و صاحب‌دل آشنا شد، تحت تأثیر او، ترک رسوم و عادات ظاهرى و نیز امر تدریس کرده و منش صوفیانه و راه اهلِ طریقت را در پیش گرفت و مدتى در ده خَرَقان (از دهستان‌هاى شهرستان قزوین) کنج عزلت گزید. در آنجا ضمن ارشاد و راه نمودن مردم، به آفرینش آثار نظم و نثر خود همت گمارد.


    به نقل از آقاى دكتر [[مجاهد، احمد|احمد مجاهد]]، از مطالعه مقدمه رساله فقريه فخريه وى معلوم مى‌گردد كه وى، از حرص و محبت دنيا رسته و در موعظه و نصيحت بر روى خلق گشوده و با واعظان نادان و عالمان جاهل و صوفيان بى‌حاصل مخالف بوده و طالبان دنيا را كه سگ‌صفت از پى تحصيل آن افتاده‌اند، ملامت كرده و جمعى را كه به دين امرا و ارباب مناصب مى‌روند، مورد حمله قرار داده و بر خود واجب و لازم دانسته كه رساله‌اى تأليف نمايد در رّد اعمال آن كشيشان بهشت‌فروش.
    == بیان دیگران از خلخالی ==
    شادروان استاد محمدعلى تربیت در «دانشمندان آذربایجان»، گوید: «عُزلتى ملا ادهم خلخالى از واعظین معروف آذربایجان بوده، «باب حادى‌عشر» [[حلی، حسن بن یوسف|علامه حلى]] را به‌عنوان لوازم‌الدین، از عربى به پارسى ترجمه کرده و کتابى هم به نام مشرق التوحید به زبان پارسى تألیف ساخته».


    و از مطاوى كتاب كدومطبخ قلندرى به دست مى‌آيد كه او يكى از عالمان صوفى‌مسلك است كه بالصراحه فضل هم‌مسلكانش (درويشان و صوفيان) را بر هم‌كسوتانش (ملايان) ادعا و ارادت خود را نسبت به گروه اول ابراز مى‌كند. آقاى دكتر [[مجاهد، احمد|احمد مجاهد]]، عُزلتى را از صوفيان صادقى دانسته كه هرگز مدح كسى را نگفته و با اينكه در دوران شاهى چون شاه عباس بزرگ، زندگى مى‌كرده - كه هركس ثناگوى ذات او بوده و كتاب خود را به نام او مى‌كرده - كتابش را به امير يا وزيرى پيشكش ننموده است.
    قلى‌بیگ شاملوى هروى - که هم‌روزگار ادهم خلخالى بوده و او را درک کرده - در کتاب خود، «قصص الخاقانى» - که مشتمل بر تاریخ صفویه تا سال 1085 است، درباره زندگى و حالات و روحیات عُزلتى دانستنى‌هاى مفید ارائه داده است.


    او در داستان‌هاى كدومطبخ قلندرى، از خليفه بغداد گرفته تا خرفروش و از آهنگر و قصاب و چينى‌بندزن تا حكيم و طبيب و قاضى و از روباه و گرگ و آهو تا هند و هرات و شيراز و از قزوينى و گيلانى و نيشابورى تا كرد و عرب و ترك و از بى‌بى تميز خالدار تا بايزيد بسطامى و از اسكندر و هارون الرشيد تا نوح(ع) و عيسى(ع)، همه و همه را به بوته نقد برده تا جايى كه خود را نيز فراموش نكرده و از خويشتن هم انتقاد مى‌كند.
    به نقل از آقاى دکتر [[مجاهد، احمد|احمد مجاهد]]، از مطالعه مقدمه رساله فقریه فخریه وى معلوم مى‌گردد که وى، از حرص و محبت دنیا رسته و در موعظه و نصیحت بر روى خلق گشوده و با واعظان نادان و عالمان جاهل و صوفیان بى‌حاصل مخالف بوده و طالبان دنیا را که سگ‌صفت از پى تحصیل آن افتاده‌اند، ملامت کرده و جمعى را که به دین امرا و ارباب مناصب مى‌روند، مورد حمله قرار داده و بر خود واجب و لازم دانسته که رساله‌اى تألیف نماید در رّد اعمال آن کشیشان بهشت‌فروش.


    ادهم خلخالى، به حكايت نوشته‌هايش مردى ساده و بى آلايش است كه هرچه در دل داشته همان را صادقانه بر زبان مى‌آورده و ازاين‌رو معاصرانش او را «خر» مى‌ناميدند و خود در اين باب معنايى بليغ گفته است: «و من كه خود اعتراف نمايم بدانكه واعظ را گفته‌اند كه خر است و من نيز خر نباشم؛ از آنكه خر باركش و زخم‌بردار بود و من بى‌تحمل و بى‌نفع. خر، بار خلق بكشد و من بار خلق نكشم و به زبان نيز مردم آزارم».
    و از مطاوى کتاب کدومطبخ قلندرى به دست مى‌آید که او یکى از عالمان صوفى‌مسلک است که بالصراحه فضل هم‌مسلکانش (درویشان و صوفیان) را بر هم‌کسوتانش (ملایان) ادعا و ارادت خود را نسبت به گروه اول ابراز مى‌کند. آقاى دکتر [[مجاهد، احمد|احمد مجاهد]]، عُزلتى را از صوفیان صادقى دانسته که هرگز مدح کسى را نگفته و با اینکه در دوران شاهى چون شاه عباس بزرگ، زندگى مى‌کرده - که هرکس ثناگوى ذات او بوده و کتاب خود را به نام او مى‌کرده - کتابش را به امیر یا وزیرى پیشکش ننموده است.


    به نقل از صاحب قصص، او صاحب خانقاه هم بوده و به دستگيرى مستمندان مى‌پرداخته است.
    == انتقادات خود و دیگران ==
    او در داستان‌هاى کدومطبخ قلندرى، از خلیفه بغداد گرفته تا خرفروش و از آهنگر و قصاب و چینى‌بندزن تا حکیم و طبیب و قاضى و از روباه و گرگ و آهو تا هند و هرات و شیراز و از قزوینى و گیلانى و نیشابورى تا کرد و عرب و ترک و از بى‌بى تمیز خالدار تا بایزید بسطامى و از اسکندر و هارون الرشید تا نوح(ع) و عیسى(ع)، همه و همه را به بوته نقد برده تا جایى که خود را نیز فراموش نکرده و از خویشتن هم انتقاد مى‌کند.


    از وفات عُزلتى اطلاع دقيقى در دست نيست و مزارش در شهر خلخال، زيارت‌گاه اهل دل است. در سال 1380 بزرگداشتى براى او از سوى اداره ارشاد اردبيل برگزار شد.
    ادهم خلخالى، به حکایت نوشته‌هایش مردى ساده و بى آلایش است که هرچه در دل داشته همان را صادقانه بر زبان مى‌آورده و ازاین‌رو معاصرانش او را «خر» مى‌نامیدند و خود در این باب معنایى بلیغ گفته است: «و من که خود اعتراف نمایم بدانکه واعظ را گفته‌اند که خر است و من نیز خر نباشم؛ از آنکه خر بارکش و زخم‌بردار بود و من بى‌تحمل و بى‌نفع. خر، بار خلق بکشد و من بار خلق نکشم و به زبان نیز مردم آزارم».


    == آثار ==
    به نقل از صاحب قصص، او صاحب خانقاه هم بوده و به دستگیرى مستمندان مى‌پرداخته است.


    == وفات ==
    از وفات عُزلتى اطلاع دقیقى در دست نیست و مزارش در شهر خلخال، زیارت‌گاه اهل دل است. در سال 1380 بزرگداشتى براى او از سوى اداره ارشاد اردبیل برگزار شد.


    استاد مجاهد، آثار ادهم خلخالى را كه به قول ايشان با نثرى شيوا و ساده و با سوز و حال نوشته شده است، به ترتيب تهجّى چنين احصا مى‌كند:
    == آثار ==


    # اربعين (در چهل فصل، تأليف سال 1036)؛
    استاد مجاهد، آثار ادهم خلخالى را که به قول ایشان با نثرى شیوا و ساده و با سوز و حال نوشته شده است، به ترتیب تهجّى چنین احصا مى‌کند:
    # اعتقادات (ترجمه و شرح اعتقادات [[شیخ بهایی، محمد بن حسین|شيخ بهاءالدين عاملى]])؛
    {{ستون-شروع|2}}
    # بهارستان يا ديوان اشعار (بنا به گفته ناظم، به سبک و تقليد بوستان سروده شده است و در پند و اندرز با داستان‌هايى در ده باب و شامل شش هزار بيت است)؛
    # تفسير سوره فاتحه؛
    # اربعین (در چهل فصل، تألیف سال 1036)؛
    # چرب و شيرين (رساله‌اى منظوم)؛
    # اعتقادات (ترجمه و شرح اعتقادات [[شیخ بهایی، محمد بن حسین|شیخ بهاءالدین عاملى]])؛
    # ذكر الهيه (در يك ديباچه و پنج مقصد)؛
    # بهارستان یا دیوان اشعار (بنا به گفته ناظم، به سبک و تقلید بوستان سروده شده است و در پند و اندرز با داستان‌هایى در ده باب و شامل شش هزار بیت است)؛
    # تفسیر سوره فاتحه؛
    # چرب و شیرین (رساله‌اى منظوم)؛
    # ذکر الهیه (در یک دیباچه و پنج مقصد)؛
    # رساله عرفانى؛
    # رساله عرفانى؛
    # سفينة الملوك يا هدايت‌نامه (شامل سى هزار بيت
    # سفینة الملوک یا هدایت‌نامه (شامل سى هزار بیت
    # شير و شكر (در دو هزار بيت
    # شیر و شکر (در دو هزار بیت
    # صحايف الوداد و مكاتيب الاتحاد (مكاتيب تازى و پارسى در پند و اندرز و حكم و اخلاق)؛
    # صحایف الوداد و مکاتیب الاتحاد (مکاتیب تازى و پارسى در پند و اندرز و حکم و اخلاق)؛
    # فقريه فخريه (درباره فقر و ستايش از آن و در هشت روضه)
    # فقریه فخریه (درباره فقر و ستایش از آن و در هشت روضه)
    # قنبرنامه يا هشت بهشت (ديباچه‌اى منثور بر هفت بند حسن كاشى‌ساز آملى معروف به حسن كاشى
    # قنبرنامه یا هشت بهشت (دیباچه‌اى منثور بر هفت بند حسن کاشى‌ساز آملى معروف به حسن کاشى
    # كدومطبخ قلندرى؛
    # کدومطبخ قلندرى؛
    # لطايف المواقف؛
    # لطایف المواقف؛
    # لوازم‌الدين (ترجمه باب حادى‌عشر [[حلی، حسن بن یوسف|علامه حلى]] از عربى به پارسى)؛
    # لوازم‌الدین (ترجمه باب حادى‌عشر [[حلی، حسن بن یوسف|علامه حلى]] از عربى به پارسى)؛
    # مخاطبة النّفس (ترجمه مخاطبة النّفس تقى الدّين ابراهيم كفعمى
    # مخاطبة النّفس (ترجمه مخاطبة النّفس تقى الدّین ابراهیم کفعمى
    # مشرق الت‍-وحيد؛
    # مشرق الت‍-وحید؛
    # مصباح المشكات (گزارشى از مشكاة الانوار [[غزالی، محمد بن محمد|امام محمد غزالى]])؛
    # مصباح المشکات (گزارشى از مشکاة الانوار [[غزالی، محمد بن محمد|امام محمد غزالى]])؛
    # معيار العمر و العمل (در محاسبه و مخاطبه نفس و محافظت اوقات ايام حيات بر سبيل موعظه و تذكير
    # معیار العمر و العمل (در محاسبه و مخاطبه نفس و محافظت اوقات ایام حیات بر سبیل موعظه و تذکیر
    # مناجات؛
    # مناجات؛
    # منشآت (شامل ده هزار بيت
    # منشآت (شامل ده هزار بیت
    # نامه‌اى به مير رفيع الدّين صدر و به دنبال آن، نامه‌اى به يكى از ياران.
    # نامه‌اى به میر رفیع الدّین صدر و به دنبال آن، نامه‌اى به یکى از یاران.
    {{پایان}}


    ==وابسته‌ها==
    {{وابسته‌ها}}


    == وابسته‌ها ==
    [[رسائل فارسی أدهم خلخالی]]  
    [[رسائل فارسی أدهم خلخالی]]  


    خط ۹۱: خط ۱۰۱:


    [[رده:زندگی‌نامه]]
    [[رده:زندگی‌نامه]]
    [[رده:فروردین(1400)]]

    نسخهٔ کنونی تا ‏۱ ژوئیهٔ ۲۰۲۱، ساعت ۱۰:۴۱

    عزلتی خلخالی، ادهم
    نام عزلتی خلخالی، ادهم
    نام‌های دیگر خلخالی، ادهم

    ملا ادهم خلخالی

    واعظ

    قرشی خلخالی، ادهم

    نام پدر قاضى‌بیگ خلخالى
    متولد
    محل تولد
    رحلت
    اساتید
    برخی آثار رسائل فارسی أدهم خلخالی

    ذکر الهیه

    کد مؤلف AUTHORCODE07061AUTHORCODE

    ادهم قُرَشى خلخالى، متخلص به عُزلتى و مشهور به واعظ، فرزند قاضى‌بیگ خلخالى، از دانشمندان و عارفان برجسته و بنام دوره صفویه (قرن 10 و 11 هجرى) و از زمره ترکان پارسى‌گوى است که در شاخه‌هاى گوناگون معارف انسانى، از جمله اخلاق و موعظه، تفسیر قرآن کریم، اصول عقاید امامیه و عرفان، به نظم و نثر آثارى نفیس و ماندگار دارد.

    تحصیلات

    عُزلتى از معاصرین و مُستَفیدانِ شیخ بهایى (شیخ بهاءالدین عاملى) و نیز میرداماد (میر برهان‌الدین محمدباقر استرآبادى) بود. او در جوانى و در شهر اصفهان به تحصیل و کسب علم و معرفت پرداخت.

    بعد از اتمام تحصیل و نیل به مدارج بالاى علمى در دارُالارشاد (اردبیل) به کار آموزگارى پرداخت و چون در ملحقات ولایت تبریز با درویشى روشن‌ضمیر و صاحب‌دل آشنا شد، تحت تأثیر او، ترک رسوم و عادات ظاهرى و نیز امر تدریس کرده و منش صوفیانه و راه اهلِ طریقت را در پیش گرفت و مدتى در ده خَرَقان (از دهستان‌هاى شهرستان قزوین) کنج عزلت گزید. در آنجا ضمن ارشاد و راه نمودن مردم، به آفرینش آثار نظم و نثر خود همت گمارد.

    بیان دیگران از خلخالی

    شادروان استاد محمدعلى تربیت در «دانشمندان آذربایجان»، گوید: «عُزلتى ملا ادهم خلخالى از واعظین معروف آذربایجان بوده، «باب حادى‌عشر» علامه حلى را به‌عنوان لوازم‌الدین، از عربى به پارسى ترجمه کرده و کتابى هم به نام مشرق التوحید به زبان پارسى تألیف ساخته».

    قلى‌بیگ شاملوى هروى - که هم‌روزگار ادهم خلخالى بوده و او را درک کرده - در کتاب خود، «قصص الخاقانى» - که مشتمل بر تاریخ صفویه تا سال 1085 است، درباره زندگى و حالات و روحیات عُزلتى دانستنى‌هاى مفید ارائه داده است.

    به نقل از آقاى دکتر احمد مجاهد، از مطالعه مقدمه رساله فقریه فخریه وى معلوم مى‌گردد که وى، از حرص و محبت دنیا رسته و در موعظه و نصیحت بر روى خلق گشوده و با واعظان نادان و عالمان جاهل و صوفیان بى‌حاصل مخالف بوده و طالبان دنیا را که سگ‌صفت از پى تحصیل آن افتاده‌اند، ملامت کرده و جمعى را که به دین امرا و ارباب مناصب مى‌روند، مورد حمله قرار داده و بر خود واجب و لازم دانسته که رساله‌اى تألیف نماید در رّد اعمال آن کشیشان بهشت‌فروش.

    و از مطاوى کتاب کدومطبخ قلندرى به دست مى‌آید که او یکى از عالمان صوفى‌مسلک است که بالصراحه فضل هم‌مسلکانش (درویشان و صوفیان) را بر هم‌کسوتانش (ملایان) ادعا و ارادت خود را نسبت به گروه اول ابراز مى‌کند. آقاى دکتر احمد مجاهد، عُزلتى را از صوفیان صادقى دانسته که هرگز مدح کسى را نگفته و با اینکه در دوران شاهى چون شاه عباس بزرگ، زندگى مى‌کرده - که هرکس ثناگوى ذات او بوده و کتاب خود را به نام او مى‌کرده - کتابش را به امیر یا وزیرى پیشکش ننموده است.

    انتقادات خود و دیگران

    او در داستان‌هاى کدومطبخ قلندرى، از خلیفه بغداد گرفته تا خرفروش و از آهنگر و قصاب و چینى‌بندزن تا حکیم و طبیب و قاضى و از روباه و گرگ و آهو تا هند و هرات و شیراز و از قزوینى و گیلانى و نیشابورى تا کرد و عرب و ترک و از بى‌بى تمیز خالدار تا بایزید بسطامى و از اسکندر و هارون الرشید تا نوح(ع) و عیسى(ع)، همه و همه را به بوته نقد برده تا جایى که خود را نیز فراموش نکرده و از خویشتن هم انتقاد مى‌کند.

    ادهم خلخالى، به حکایت نوشته‌هایش مردى ساده و بى آلایش است که هرچه در دل داشته همان را صادقانه بر زبان مى‌آورده و ازاین‌رو معاصرانش او را «خر» مى‌نامیدند و خود در این باب معنایى بلیغ گفته است: «و من که خود اعتراف نمایم بدانکه واعظ را گفته‌اند که خر است و من نیز خر نباشم؛ از آنکه خر بارکش و زخم‌بردار بود و من بى‌تحمل و بى‌نفع. خر، بار خلق بکشد و من بار خلق نکشم و به زبان نیز مردم آزارم».

    به نقل از صاحب قصص، او صاحب خانقاه هم بوده و به دستگیرى مستمندان مى‌پرداخته است.

    وفات

    از وفات عُزلتى اطلاع دقیقى در دست نیست و مزارش در شهر خلخال، زیارت‌گاه اهل دل است. در سال 1380 بزرگداشتى براى او از سوى اداره ارشاد اردبیل برگزار شد.

    آثار

    استاد مجاهد، آثار ادهم خلخالى را که به قول ایشان با نثرى شیوا و ساده و با سوز و حال نوشته شده است، به ترتیب تهجّى چنین احصا مى‌کند:

    1. اربعین (در چهل فصل، تألیف سال 1036)؛
    2. اعتقادات (ترجمه و شرح اعتقادات شیخ بهاءالدین عاملى
    3. بهارستان یا دیوان اشعار (بنا به گفته ناظم، به سبک و تقلید بوستان سروده شده است و در پند و اندرز با داستان‌هایى در ده باب و شامل شش هزار بیت است)؛
    4. تفسیر سوره فاتحه؛
    5. چرب و شیرین (رساله‌اى منظوم)؛
    6. ذکر الهیه (در یک دیباچه و پنج مقصد)؛
    7. رساله عرفانى؛
    8. سفینة الملوک یا هدایت‌نامه (شامل سى هزار بیت)؛
    9. شیر و شکر (در دو هزار بیت)؛
    10. صحایف الوداد و مکاتیب الاتحاد (مکاتیب تازى و پارسى در پند و اندرز و حکم و اخلاق)؛
    11. فقریه فخریه (درباره فقر و ستایش از آن و در هشت روضه)
    12. قنبرنامه یا هشت بهشت (دیباچه‌اى منثور بر هفت بند حسن کاشى‌ساز آملى معروف به حسن کاشى)؛
    13. کدومطبخ قلندرى؛
    14. لطایف المواقف؛
    15. لوازم‌الدین (ترجمه باب حادى‌عشر علامه حلى از عربى به پارسى)؛
    16. مخاطبة النّفس (ترجمه مخاطبة النّفس تقى الدّین ابراهیم کفعمى)؛
    17. مشرق الت‍-وحید؛
    18. مصباح المشکات (گزارشى از مشکاة الانوار امام محمد غزالى
    19. معیار العمر و العمل (در محاسبه و مخاطبه نفس و محافظت اوقات ایام حیات بر سبیل موعظه و تذکیر)؛
    20. مناجات؛
    21. منشآت (شامل ده هزار بیت)؛
    22. نامه‌اى به میر رفیع الدّین صدر و به دنبال آن، نامه‌اى به یکى از یاران.

    وابسته‌ها