غلائینی، مصطفی: تفاوت میان نسخه‌ها

    از ویکی‌نور
    جز (جایگزینی متن - 'مى‌كردند' به 'می‌كردند')
    جز (جایگزینی متن - 'پاك' به 'پاک')
    خط ۲۹: خط ۲۹:
    |-class='articleCode'
    |-class='articleCode'
    |کد مؤلف
    |کد مؤلف
    |data-type='authorCode'|AUTHORCODE7868AUTHORCODE
    |data-type='authorCode'|AUTHORCODE07868AUTHORCODE
    |}
    |}
    </div>
    </div>
    خط ۷۴: خط ۷۴:
    ==وفات==
    ==وفات==


    وى سرانجام در سال 1364ق / 1944م، درحالى‌كه قاضى شرعى دادگاه عالى بيروت بود، در همان جا رحلت كرد و پيكر پاكش در «جبانة الباشورة» در بيروت دفن شد<ref>ر. ك.: الأعلام، ج 7، ص 244 و الأعلام الشرقية، ج 2، ص 531</ref>
    وى سرانجام در سال 1364ق / 1944م، درحالى‌كه قاضى شرعى دادگاه عالى بيروت بود، در همان جا رحلت كرد و پيكر پاکش در «جبانة الباشورة» در بيروت دفن شد<ref>ر. ك.: الأعلام، ج 7، ص 244 و الأعلام الشرقية، ج 2، ص 531</ref>


    ==پانويس ==
    ==پانويس ==

    نسخهٔ ‏۱۳ نوامبر ۲۰۱۸، ساعت ۲۲:۴۵

    غلائینی، مصطفی
    نام غلائینی، مصطفی
    نام های دیگر غ‍لای‍ی‍ن‍ی‌، م‍ص‍طف‍ی‌ ب‍ن‌ م‍ح‍م‍دس‍ل‍ی‍م

    ‌م‍ص‍طف‍ی ‌ب‍ن‌ س‍ل‍ی‍م‌ غ‍لای‍ی‍ن‍ی

    نام پدر
    متولد 1886 م
    محل تولد بیروت
    رحلت 1944 م
    اساتید
    برخی آثار جامع الدروس العربیة: موسوعة من ثلاثة أجزاء
    کد مؤلف AUTHORCODE07868AUTHORCODE

    شيخ مصطفى غلايينى، در سال 1303ق، در بيروت به دنيا آمد. پدرش محمدسليم نام داشت[۱]

    تحصیلات

    او در بيروت و مصر تحصيل كرد. وى در سال 1320ق، در نزد شيخ محمد عبده به تحصيل پرداخت. او - همانند معاصرانش كه در اواخر قرن نوزدهم رشد كردند - ملازم حلقات دانشمندانى بود كه در «الجامع العمري الكبير» در بيروت تدريس می‌كردند.

    وى درس‌هاى نخستينش را از اين افراد آموخت: 1. شيخ محيى‌الدين خيّاط (از او عربى و تاريخ و جغرافيا آموخت)؛ 2. شيخ عبدالباسط فاخورى (از او فقه اسلامى و علم كلام و اصول توحيد را فراگرفت)؛ 3. شيخ صالح رافعى (از او ادبيات عربى و شعر و فن مقامات‌نويسى را آموخت).

    وى به مصر سفر كرد و به دانشگاه «الأزهر» پيوست و در نزد عالمان مصرى مشغول تحصيل علم شد و در اين مرحله يكى از استادانش سيد بن على مرصفى بود كه در آن دوران مرجع علمى براى علوم عربى بشمار مى‌رفت. او باآنكه بيش از شش ماه در مصر توقف نكرده بود، در خلال همين مدت، چند مقاله را در روزنامه «الأهرام» منتشر ساخته و در آن‌ها روش‌هاى مورد نظر خودش را در مورد اصلاح برنامه‌هاى درسى دانشگاه «الأزهر» مطرح كرد (ر. ك.: زندگى‌نامه شيخ مصطفى غلايينى در پايگاه خواندنى‌ها goodreads، به آدرس اينترنتى كه در منابع مقاله آمده است).

    وى در دانشكده اسلامى بيروت تدريس كرده است. متأسفانه مشخصات بيشترى در اين زمينه در كتب تاريخى و شرح حال به دست نيامد. همين مقدار معلوم شده است كه وى بعد از تحصيل در مصر، به زادگاهش بيروت بازگشت و حلقه تدريسى براى او در «الجامع العمري الكبير» تشكيل شد و به زمره استادان در «الكليّة العُثمانيّة» (دانشكده عثمانى)، وابسته به شيخ احمد عبّاس ازهرى، پيوست و در آنجا به تدريس درس زبان و ادبيات عربى پرداخت.

    اشتغالات

    او مدتى رياست مجلس اسلامى لبنان را بر عهده داشت. همچنين از اعضاى المجمع العلمي العربي» بود و افزون بر نويسندگى، سخنور بود و ذوق شعرى هم داشت و ديوان شعرى هم دارد. در دوره حكومت عثمانى، نشريه «النبراس» را تأسيس كرد و به مدت دو سال منتشر ساخت.

    او به‌عنوان معلم زبان و ادبيات عربى به مدت چهار سال در مدرسه سلطانيه در بيروت موظف و مشغول به كار شد. همچنين به‌عنوان سخنران در لشكر چهارم عثمانى در جنگ جهانى اول تعيين گرديد و آنان را از دمشق تا كانال سوئز از طرف اسماعيليه با پيمودن صحرا همراهى كرد و شاهد جنگ و نيز شكست بود و بعد از جنگ، مدتى در دمشق اقامت كرد و در ارتش عربى سوريه به‌صورت مجانى خدمت كرد.

    او به‌عنوان مدرس به بيروت بازگشت و به اتهام مشاركت در قتل «اسعدبك» كه مشهور به مدير داخلى بود - سال 1922م - دستگير و در جزيره «إرواد» زندانى و بعد از مدتى آزاد شد و به منطقه شرقى اردن سفر كرد و امير اردن، شريف عبدالله، او را براى تعليم فرزندانش برگزيد، پس مدتى در آنجا ماند و سپس به بيروت رفت و به‌عنوان رئيس مجلس اسلامى و سپس به‌عنوان قاضى شرعى منصوب شد.


    آثار

    1. جامع الدروس العربية؛
    2. الإسلام، روح المدنية؛
    3. نظرات في اللغة و الأدب؛
    4. عظة الناشئين؛
    5. خيار المقول في سيرة الرسول(ص)؛
    6. لباب الخيار في سيرة النبي المختار(ص)؛
    7. نظرات في كتاب السفور و الحجاب؛
    8. الثريا المضية في الدروس العروضية؛
    9. أريج الزهر؛
    10. رجال المعلقات العشر؛
    11. الدروس العربية؛
    12. القواعد العربيّة؛
    13. ديوان الغلاييني؛

    و...

    وفات

    وى سرانجام در سال 1364ق / 1944م، درحالى‌كه قاضى شرعى دادگاه عالى بيروت بود، در همان جا رحلت كرد و پيكر پاکش در «جبانة الباشورة» در بيروت دفن شد[۲]

    پانويس

    1. ر. ك.: الأعلام الشرقية، ج 2، ص 531
    2. ر. ك.: الأعلام، ج 7، ص 244 و الأعلام الشرقية، ج 2، ص 531

    منابع مقاله

    1. الأعلام، خيرالدين الزركلي، دارالعلم للملايين، بيروت، الطبعة الثامنة، 1989 م، ج 7، ص 244 - 245.
    2. معرفى كتاب «الإسلام روح المدنية»، منتشرشده در نشريه منبر الإسلام، 26 ذوالقعده 1388ق، شماره 11، ص 229 - 232، موجود در پايگاه مجلات تخصصى نور به آدرس اينترنتى ذيل:

    http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/683593?sta &sto &ste \%D8%A7%D9%84%D8%BA%D9%84%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D9%86%DB%8C.

    1. زندگى‌نامه شيخ مصطفى غلايينى در پايگاه خواندنى‌ها goodreads، به آدرس اينترنتى ذيل:

    http://www.goodreads.com/author/show/5759100._.

    1. جامع الدروس العربية، الشيخ مصطفى الغلاييني، دارالكوخ للطباعة و النشر، الطبعة الأولى، 1425ق.
    2. موسوعة أعلام العلماء و الأدباء، المنجي بوسنينة، دارالجيل، بيروت، الطبعة الأولى، 1425ق.
    3. الأعلام الشرقية، زكي محمد مجاهد، دارالغرب الإسلامي، بيروت، الطبعة الثانية، 1994م.


    وابسته‌ها