فومنی، عبدالفتاح: تفاوت میان نسخه‌ها

    از ویکی‌نور
    جز (جایگزینی متن - ' ' به ' ')
    جز (جایگزینی متن - '/ نوع اثر: کتاب / نقش: نويسنده' به '')
    خط ۳۰: خط ۳۰:
    |-
    |-
    |برخی آثار
    |برخی آثار
    |data-type='authorWritings'|[[تاریخ گیلان]] / نوع اثر: کتاب / نقش: نويسنده
    |data-type='authorWritings'|[[تاریخ گیلان]]  
    |-class='articleCode'
    |-class='articleCode'
    |کد مولف
    |کد مولف
    خط ۶۲: خط ۶۲:
    == وابسته‌ها ==
    == وابسته‌ها ==
    {{وابسته‌ها}}
    {{وابسته‌ها}}
    [[تاریخ گیلان]] / نوع اثر: کتاب / نقش: نويسنده
    [[تاریخ گیلان]]  


    [[رده:زندگی‌نامه]]
    [[رده:زندگی‌نامه]]

    نسخهٔ ‏۱ مهٔ ۲۰۱۷، ساعت ۰۰:۴۹

    فومنی، عبدالفتاح
    نام فومنی، عبدالفتاح
    نام های دیگر فومنی، ملا عبدالفتاج

    ع‍ب‍دال‍ف‍ت‍اح‌ ف‍وم‍ن‍ی‌ رش‍ت‍ی‌

    ع‍ب‍دال‍ف‍ت‍اح‌ ف‍وم‍ن‍ی‌ گ‍ی‍لان‍ی‌

    گ‍ی‍لان‍ی‌، ع‍ب‍دال‍ف‍ت‍اح‌

    نام پدر
    متولد
    محل تولد
    رحلت
    اساتید
    برخی آثار تاریخ گیلان
    کد مولف AUTHORCODE5014AUTHORCODE


    ولادت

    عبدالفتاح ظاهرا در گيلان متولد شد و همان جا چشم از جهان فروبست.


    کسب علم و دانش

    از دوران جوانى و مدرسه و معلمان و كسب مقدمات علمى او اطلاعى به دست نيامد. در گوشه‌اى از فومن به كار كشاورزى اشتغال داشت و خمول و گمنامى را به جاى شهرت پسنديده بود. اتفاقات و سوانح عجيب گيلان او را بر آن داشت كه قلم بر كاغذ گذارد و شرحى درباره اين جريانات غيرعادى بنويسد.

    شايد آشنايى او با ديوانيان سبب شد كه او از گوشه اعتزال بيرون آيد و به كارهاى ديوانى تن در دهد. يك بار او را با بهزاد بيك - وزير گيلانات - معاشر و همنشين مى‌بينيم. اين دوستى ظاهرا در سال 1020 يا 1021ق است. زيرا در همين تاريخ است كه خواجه محمد رضاى سارو خواجه - وزير آذربايجان - عاملان و ضابطان بهزاد بيك را در آستارا و گسكر زندانى كرد و نمايندگان خود را در آن جا گماشت.

    بهزاد بيك با شنيدن اين خبر، اسلحه به رعيت داد و لشكرى تهيه كرد و به سوى گسكر و آستارا بر سر خواجه محمدرضا رفت. مرتضى قلى خان - حاكم گسكر - او را منع كرد و يادآور شد كه اسلحه به رعيت دادن كار درستى نيست و نبايد رعيت را مسلح كرد، بالاخره جريان امر را به عرض شاه عباس رسانيدند. شاه عباس دستور داد تا صورتى از نام‌هاى سران رعيت كه در اين جنگ شركت داشته‌اند، تهيه شود. داود شهريار مأمور اين كار شد و نام سيصد تن از سران رعيت را نوشت و به شاه عباس رسانيدند. «حكم بر طبق آن به نام بهزاد بيك صادر گشته بود كه همين سيصد نفر را همراه خود به چمن سلطانيه حاضر سازد كه پادشاه خود مشاهده اوضاع و اطوار ايشان كرده، بدان چه صلاح بوده باشد، عمل نمايد. هنگام ورود حكم، بهزاد بيك در قصبه لشته‌نشا، به خانه‌هاى خواجه كمال‌الدين تشريف داشتند و مؤلف اين مولف همراه بود. در همين ايام، شاه عباس بهزاد بيك را از كار بركنار كرد. اشتغال عبدالفتاح به كارهاى ديوانى پس از بركنارى بهزاد بيك - وزير گيلانات - در سال 1021ق است. شاه عباس در اين تاريخ تقريبا تمام عاملان و ضابطان و تحويل‌داران و محاسبان و داروغگان حساب را كه بهزاد بيك تعيين كرده بود، از كار بركنار كرد و افراد ديگرى به جاى ايشان گماشت و روانه فرح‌آباد شد. از فرح‌آباد سه تن را براى تنقيح حساب چهارده ساله بيه‌پس برگزيد و رقم به نام ايشان نوشت و به گيلان فرستاد.

    از نتيجه اين انتصاب و گزارشهايى كه در مورد تنقيح محاسبات چهارده ساله تهيه شده و به عرض رسيده است، هيچ گونه اطلاعى در دست نيست.

    در ايام قيام عادلشاه (- غريب شاه) كه در سال 1022ق بود و عادلشاه و سلطان بوسعيد چپك و عنايت‌خان، از رشت متوجه فومن شدند، عبدالفتاح كه در اين ايام مشهور و سرشناس بود، به طرف عراق حركت كرد.

    نمى‌دانيم عبدالفتاح اين سفر را به آخر رسانيد يا از ميانه راه مراجعت كرد. ديگر از احوالات او هيچ گونه اطلاعى در دست نيست.

    عبدالفتاح نثر را خوب نمى‌نوشت و نظم را خوب نمى‌گفت. بسيارى از ابيات متن را خود سروده است. تخلص او ظاهرا «گيلانى» است.


    وابسته‌ها