قائم‌مقام، ابوالقاسم بن عیسی

    از ویکی‌نور
    (تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
    قائم مقام، ابوالقاسم بن عیسی
    نام قائم مقام، ابوالقاسم بن عیسی
    نام‌های دیگر ث‍ن‍ای‌ ف‍راه‍ان‍ی

    ث‍ن‍ای‍ی‌

    ف‍راه‍ان‍ی‌، اب‍وال‍ق‍اس‍م‌ ب‍ن‌ ع‍ی‍س‍ی

    ق‍ائ‍م‌ م‍ق‍ام‌، م‍ی‍رزا اب‍وال‍ق‍اس‍م‌

    ق‍ائ‍م‌ م‍ق‍ام‌ ث‍ان‍ی‌، اب‍وال‍ق‍اس‍م‌ ب‍ن‌ ع‍ی‍س‍ی‌

    ق‍ائ‍م‌ م‍ق‍ام‌ دوم‌، اب‍وال‍ق‍اس‍م‌ ب‍ن‌ ع‍ی‍س‍ی

    ق‍ائ‍م‌ م‍ق‍ام‌ ف‍راه‍ان‍ی‌

    نام پدر ميرزا بزرگ قائم‌مقام
    متولد 1193ق
    محل تولد هزاوه اراک
    رحلت 1251 ق
    اساتید
    برخی آثار رساله جهادیه
    کد مؤلف AUTHORCODE00369AUTHORCODE

    ميرزا ابوالقاسم قائم‌مقام فراهانى  (1193-1251ق)، مشهور به قائم مقام، وزیر، دیوانی، و صدراعظم دورة قاجار، ادیب، سیاستمدار

    ولادت

    او فرزند ميرزا بزرگ قائم‌مقام، در سال 1193ق، در هزاوه  فراهان اراک، به دنيا آمد.

    تحصیلات

    وی زير نظر پدر دانشمند خود تربيت يافت و در تهران کارهاى پدر را انجام داد و در آغاز جوانى علوم متداوله را آموخت.

    وى سپس به تبريز نزد پدرش که وزير آذربايجان بود، رفت. چندى در دفتر عباس ميرزا وليعهد، به نويسندگى اشتغال ورزيد و در سفرهاى جنگى با او همراه شد و پس از آنکه پدرش انزوا گزيد، پيشکارى شاهزاده را به عهده گرفت. نظم و نظامى را که پدرش آغاز کرده بود، تعقيب و با کمک مستشاران فرانسوى و انگليسى سپاهيان ايران را منظم کرد و در بسيارى از جنگ‌هاى ايران و روس شرکت داشت.

    در سال 1237ق، پدرش درگذشت و او به امر فتحعلى شاه، به جانشينى پدر با تمام امتيازات او نائل آمد و لقب «سيد الوزراء» و «قائم‌مقام» يافت و به وزارت نايب‌السلطنه وليعهد ايران رسيد.

    وى که ذاتا مردى بينا و مغرور بود و با بعضى از کارهاى وليعهد مخالفت مى‌کرد، پس از يک‌سال وزارت، در اثر تفتين بدخواهان به اتهام دوستى با روس‌ها از کار برکنار شد و سه سال در تبريز به بيکارى گذراند، اما پس از سه سال، در سال 1241ق، دوباره به پيشکارى آذربايجان و وزارت نايب‌السلطنه منصوب شد.

    در سال 1242ق، فتحعلى شاه به آذربايجان رفت و مجلسى ترتيب داد، تا درباره صلح يا ادامه جنگ با روس‌ها، به مشورت پردازند. در اين مجلس تقريبا عقيده عموم به ادامه جنگ بود، اما قائم‌مقام با مقايسه نيروى مالى و نظامى طرفين، اظهار داشت که ناچار بايد با روس‌ها از در صلح درآمد. اين نظر که صحت آن بعدها بر همه ثابت شد، در آن روز همهمه‌اى در مجلس انداخت و جمعى بر وى تاختند و او را به داشتن روابط نهانى با روس‌ها متهم کردند.

    پس دوباره از کار برکنار و به خراسان اعزام شد. جنگ با روس ادامه يافت و به شکست ايران انجاميد.

    شاه، قائم‌مقام را از خراسان خواست و دلجويى کرد و با دستورهاى لازم و اختيارنامه عقد صلح به نام وليعهد، به تبريز روانه نمود.

    وى در کار صلح و عقد معاهده با روس، جديت فراوان کرد و در ضمن معاهده، تزار را حامى خانواده عباس ميرزا ساخت و پادشاهى را با وجود برادران بزرگ و مقتدر ديگر در فرزندان او مستقر کرد.

    عهدنامه ترکمنچاى در پنجم شعبان 1243ق، به خط او تنظيم و امضا شد و وى که خود حامل نسخه عهدنامه بود، به تهران آمد و درباره آن توضيحات لازم داد و شش کرور تومان غرامت را که مطابق عهدنامه بايستى به دولت روس پرداخت شود، گرفت و بار ديگر به پيشکارى آذربايجان و وزارت وليعهد به تبريز مراجعت کرد.

    در اوايل سال 1249ق، نايب‌السلطنه براى دفع فتنه ياغيان افغانى عازم هرات شد و قائم‌مقام را نيز همراه برد. عباس ميرزا که بيمارى سل داشت، در مشهد بسترى شد و فرزند خود، محمد ميرزا، را مامور فتح هرات کرد. هرات در محاصره بود که عباس ميرزا درگذشت و قائم‌مقام که جنگ را صلاح نمى‌دانست، با يارمحمدخان افغانى عهدنامه صلح بست و به تهران بازگشت. محمد ميرزا در ماه صفر 1250ق، به تهران وارد شد و در همان ماه، جشن وليعهدى او به جاى پدر برپا شد و وليعهد ايران به فرمانروايى آذربايجان و قائم‌مقام به وزارت او عازم تبريز شدند.

    چندى نگذشت که فتحعلى شاه در جمادى‌الآخر سال 1250ق، در اصفهان درگذشت. اين خبر به آذربايجان رسيد و محمد شاه قصد عزيمت به پايتخت را کرد. قائم‌مقام، جهانگير ميرزا و خسرو ميرزا، دو برادر شاه را که در قلعه اردبيل زندانى بودند، نابينا کرد و وسايل جلوس او را فراهم آورد. در ماه رجب، در تبريز، خطبه به نام او خوانده شد و شاه به‌زودى به همراهى قائم‌مقام به تهران حرکت کرد و روز 14 شعبان به تهران وارد شد و مجدداً تاج‌گذارى برگزار و قائم‌مقام در منصب صدارت مشغول مملکت‌دارى شد، اما با اين همه خدمت، صدارت محمد شاه ديرى نپاييد و سخت‌گيرى‌هاى او در رابطه با انگلستان که به دنبال ايجاد تجارت‌خانه و اخذ امتياز از دولت ايران بود، باعث دشمنى آن‌ها با وى گرديد.

    وفات

    سرجان کمپبل، سفير انگليس و ميرزا ابوالحسن خان ايلچى، موفق به بدبين کردن شاه و مردم نسبت به قائم‌مقام شدند و سرانجام شاه در سال دوم سلطنت خود، در سال 1251ق / 1835م، دستور داد او را زندانى و پس از چند روز در 30 صفر 1251ق او را خفه کردند.  او را در حرم عبدالعظیم(ع) دفن کردند.

    آثار

    وى از خوشنويسان صاحب‌نام و از تأثيرگذاران در روند خط فارسى است. او نثر فارسى را به نثر فصيح و روان برگردانيد و پس از او بسيارى از منشيان دوره قاجار سبک او را تقليد کردند. او در شعر نيز استعدادى شگفت‌آور داشت، اما اثر جاويدان وى، «منشآت» اوست.

    «مجموعه رسائل» و منشآت وى که حاوى چند رساله، نامه‌هاى دوستانه، عهدنامه‌ها و وقف‌نامه‌هاست و محمود خان ملک الشعراء مقدمه‌اى بر آن نوشته، به اهتمام شاهزاده فرهاد ميرزا، در سال 1280ق، در تهران چاپ شده است.

    منابع مقاله

    وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی مرکزی

    وابسته‌ها