معجم مصطلحات العروض: تفاوت میان نسخه‌ها

    از ویکی‌نور
    بدون خلاصۀ ویرایش
    بدون خلاصۀ ویرایش
    خط ۲۶: خط ۲۶:


    {{کاربردهای دیگر|المعجم (ابهام زدایی)}}
    {{کاربردهای دیگر|المعجم (ابهام زدایی)}}
     
    {{کاربردهای دیگر| عروض (ابهام زدایی)}}





    نسخهٔ ‏۱۱ نوامبر ۲۰۲۲، ساعت ۲۳:۵۰

    معجم مصطلحات العروض
    معجم مصطلحات العروض
    پدیدآورانمینو، محمد محیی الدین (نويسنده)
    ناشردائرة الثقافة و الاعلام
    مکان نشرامارات - شارجه
    سال نشر2014م
    چاپ1
    زبانعربی
    تعداد جلد1
    نورلایبمطالعه و دانلود pdf


    معجم مصطلحات العروض، اثر محمد محی‌الدین مینو، فرهنگ اصطلاحات مورد استفاده در دانش عروض است که به‌ترتیب حروف الفبا، بر اساس سه حرف اصلی کلمه، تنظیم شده است.

    نویسنده در ابتدای کتاب، به بررسی سیر تحول علم عروض پرداخته و به این نکته، اشاره نموده است که از زمان گسترش و توسعه این دانش توسط خلیل بن احمد فراهیدی (متوفی 170ق)، دانش‌پژوهان در این علم، از اصطلاحات متعدد و پیچیده آن دچار خستگی و اعراض شده و چنین به نظر می‌رسید که پاسخی برای مشکلات و سؤالات مطرح‌شده پیرامون این اصطلاحات، وجود نداشته و همواره نیاز به توضیح و تشریح آنها، احساس می‌شده است[۱].

    اثر حاضر، تلاشی است در معرفی و بررسی اصطلاحات علم عروض. نویسنده در این کتاب، پیش از آنکه به تعاریف لغوی و اصطلاحی واژگان توجه نماید، به بررسی جنبه‌ تطبیقی آنها پرداخته است؛ چون در تعریف اصطلاحات عروض و منشأ آنها و انتساب آنها به اصحاب خود، خلط، آشفتگی، اضطراب و سردرگمی شدیدی احساس نموده است؛ بنابراین خیلی کم به جنبه نظری آنها پرداخته است[۲].

    نویسنده، بحور شانزده‌گانه عروضی را به‌صورت کامل و جامع مورد بحث و بررسی قرار داده است. وی در ابتدا، به بحث پیرامون دلیل نام‌گذاری این دانش به عروض توسط خلیل و سایرین پرداخته و سپس جایگاه هر بحر را در دایره عروضی و تفعیلات صحیح آن معین کرده و برای هرکدام بیتی بدون زحاف و بدون علت را مثال آورده و ضابطه و کلید آن در نزد عروضیان و جایگاه و ارزش آن را در نزد اهل شعر مشخص کرده، سپس زحافات و علل هریک را باب‌بندی نموده و هر تغییر عروضی را با مثال آوردن شعری مناسب، توضیح داده است[۳].

    ترتیب چینش اصطلاحات و واژگان کتاب، بر اساس ترتیب حروف الفبا، متناسب با حروف اصلی کلمات، به‌ترتیب از حرف اول تا آخر، می‌باشد؛ به‌عنوان مثال، برای یافتن اصطلاح «التأسيس» باید حروف «أسس» را جستجو کرد و برای دستیابی به واژه «المقطع»، سه حرف اصلی «قطع» را در نظر گرفت و سپس، به این کلمه و کلمات هم‌خانواده آن، مانند «القطع، القطعة، التقطيع، المقاطع و...» رسید[۴].

    پانویس

    1. ر.ک: مقدمه، ص7
    2. ر.ک: همان، ص9
    3. ر.ک: همان
    4. ر.ک: همان

    منابع مقاله

    مقدمه کتاب.

    وابسته‌ها