کلیات عبید زاکانی: تفاوت میان نسخه‌ها

    از ویکی‌نور
    جز (جایگزینی متن - 'انگليسي' به 'انگلیسی')
    جز (جایگزینی متن - 'رده:سال97-1تیر الی31' به '')
     
    (۳۵ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
    خط ۶: خط ۶:
    کليات. برگزيده
    کليات. برگزيده
    | پدیدآوران =  
    | پدیدآوران =  
    [[عبید زاکانی، عبیدالله]] (نويسنده)
    [[عبید زاکانی، عبیدالله]] (نویسنده)


    [[اقبال آشتیانی، عباس]] (مقدمه‌نويس)
    [[اقبال آشتیانی، عباس]] (مقدمه‌نويس)
    | زبان =فارسي  انگلیسی
    | زبان =فارسی انگلیسی
    | کد کنگره =‏‏PIR‎‏ ‎‏5521‎‏ ‎‏/‎‏آ‎‏16*
    | کد کنگره =‏‏PIR‎‏ ‎‏5521‎‏ ‎‏/‎‏آ‎‏16*
    | موضوع =شعر فارسي - قرن 8ق.  
    | موضوع =شعر فارسی - قرن 8ق.  


    | ناشر =پيک فرهنگ  
    | ناشر =پيک فرهنگ  
    خط ۲۲: خط ۲۲:
    | شابک =964-6188-03-6  
    | شابک =964-6188-03-6  
    | تعداد جلد =1
    | تعداد جلد =1
    | کتابخانۀ دیجیتال نور =17864
    | کتابخانۀ دیجیتال نور =12142
    | کتابخوان همراه نور =12142
    | کد پدیدآور =2248
    | کد پدیدآور =2248
    | پس از =
    | پس از =
    | پیش از =
    | پیش از =
    }}  
    }}
    '''‏کلیات عبید زاکانی'''، اثر [[عبید زاکانی، عبیدالله|نجم‎الدین عبیدالله]]، متخلص به [[عبید زاکانی، عبیدالله|عبید زاکانی]]، با مقدمه‎ای از «[[اقبال آشتیانی، عباس|عباس اقبال آشتیانی]]»، مشتمل است بر مجموعه‎ای از آثار [[عبید زاکانی، عبیدالله|عبید زاکانی]]، در موضوعات اخلاقی، اجتماعی و...؛ برخی به زبان جد و بعضی به زبان هزل.
    '''‏کلیات عبید زاکانی'''، اثر [[عبید زاکانی، عبیدالله|نجم‌الدین عبیدالله]]، متخلص به [[عبید زاکانی، عبیدالله|عبید زاکانی]]، با مقدمه‌ای از «[[اقبال آشتیانی، عباس|عباس اقبال آشتیانی]]»، مشتمل است بر مجموعه‌ای از آثار [[عبید زاکانی، عبیدالله|عبید زاکانی]]، در موضوعات اخلاقی، اجتماعی و...؛ برخی به زبان جد و بعضی به زبان هزل.


    ==ساختار==
    ==ساختار==
    خط ۳۳: خط ۳۵:


    ==گزارش محتوا==
    ==گزارش محتوا==
    مقدمه کتاب در سه بخش، ابتدا در مورد ترجمه احوال [[عبید زاکانی، عبیدالله|عبید زاکانی]] است. نسبت او به خاندان زاکانیان می‎رسد؛ خاندانی از «عرب بنی‎خفاجه» که به مهاجرت به قزوین آمده و در آنجا ساکن شده بودند. عبید در قزوین به کسب دانش پرداخت و تا پایان عمر در این شهر بود. عباس اقبال بیان می‎دارد که از شرح حال و وقایع زندگانی [[عبید زاکانی، عبیدالله|عبید زاکانی]] اطلاع مفصلی در دست نیست و اطلاعات ما در این باب، منحصر است به معلوماتی که حمدالله مستوفی معاصر و همشهری قزوینی عبید و پس از او دولت‎شاه سمرقندی در تذکره خود، تألیف‎شده در قرن ۸۹۲ق، ضمن شرحی مخلوط به افسانه در باب او به دست داده و مؤلف رياض العلماء در باب بعضی از تألیفات او ذکر کرده‎ است. معلومات دیگری نیز از اشعار و مؤلفات عبید به دست می‎آید. در ادامه به ذکر برخی پادشاهان و وزرایی که مورد مدح [[عبید زاکانی، عبیدالله|عبید زاکانی]] بوده‎اند، مانند: خواجه علاءالدین محمد، شاه شیخ جمال‎الدین ابواسحاق اینجو، سلطان اویس جلایری و شاه شجاع مظفری، اشاره شده است.
    مقدمه کتاب در سه بخش، ابتدا در مورد ترجمه احوال [[عبید زاکانی، عبیدالله|عبید زاکانی]] است. نسبت او به خاندان زاکانیان می‌رسد؛ خاندانی از «عرب بنی‌خفاجه» که به مهاجرت به قزوین آمده و در آنجا ساکن شده بودند. عبید در قزوین به کسب دانش پرداخت و تا پایان عمر در این شهر بود. [[اقبال آشتیانی، عباس|عباس اقبال]] بیان می‌دارد که از شرح حال و وقایع زندگانی [[عبید زاکانی، عبیدالله|عبید زاکانی]] اطلاع مفصلی در دست نیست و اطلاعات ما در این باب، منحصر است به معلوماتی که [[مستوفی، حمدالله|حمدالله مستوفی]] معاصر و همشهری قزوینی عبید و پس از او دولت‌شاه سمرقندی در تذکره خود، تألیف‎شده در قرن ۸۹۲ق، ضمن شرحی مخلوط به افسانه در باب او به دست داده و مؤلف رياض العلماء در باب بعضی از تألیفات او ذکر کرده‎ است. معلومات دیگری نیز از اشعار و مؤلفات عبید به دست می‌آید. در ادامه به ذکر برخی پادشاهان و وزرایی که مورد مدح [[عبید زاکانی، عبیدالله|عبید زاکانی]] بوده‌اند، مانند: خواجه علاءالدین محمد، شاه شیخ جمال‌الدین ابواسحاق اینجو، سلطان اویس جلایری و شاه شجاع مظفری، اشاره شده است.


    سپس در بخش دوم، به آثار و تألیفات [[عبید زاکانی، عبیدالله|عبید زاکانی]] و ذکر ویژگی‎های آنها اشاره شده است.
    سپس در بخش دوم، به آثار و تألیفات [[عبید زاکانی، عبیدالله|عبید زاکانی]] و ذکر ویژگی‌های آنها اشاره شده است.


    در بخش سوم مقدمه، از مطایبات عبید سخن رفته است<ref>ر.ک: مقدمه کتاب، ص9-26</ref>.
    در بخش سوم مقدمه، از مطایبات عبید سخن رفته است<ref>[https://www.noorlib.ir/view/fa/book/bookview/text/17864/1/9 ر.ک: مقدمه کتاب، ص9-26]</ref>.


    بخش اول کتاب در باب دیوان اشعار [[عبید زاکانی، عبیدالله|عبید زاکانی]] است که مشتمل است بر قصیده، ترکیب‎بند، ترجیع‎بند، غزل، مثنوی و... در موضوعات گوناگونی مانند مدیحه، عبرت از روزگار، حسرت بر عمر گذشته، یأس از خلق و توکل بر خداوند، وصف معشوق، نصیحت، وصف قلعه دارالأمان و...<ref>ر.ک: متن کتاب، ص27-291</ref>.
    بخش اول کتاب در باب دیوان اشعار [[عبید زاکانی، عبیدالله|عبید زاکانی]] است که مشتمل است بر قصیده، ترکیب‌بند، ترجیع‌بند، غزل، مثنوی و... در موضوعات گوناگونی مانند مدیحه، عبرت از روزگار، حسرت بر عمر گذشته، یأس از خلق و توکل بر خداوند، وصف معشوق، نصیحت، وصف قلعه دارالأمان و..<ref>[https://www.noorlib.ir/view/fa/book/bookview/text/17864/1/27 ر.ک: متن کتاب، ص27-291]</ref>.


    بخش دوم کتاب، گزیده لطایف [[عبید زاکانی، عبیدالله|عبید زاکانی]] است شامل:
    بخش دوم کتاب، گزیده لطایف [[عبید زاکانی، عبیدالله|عبید زاکانی]] است شامل:


    الف)- رساله دلگشا: این رساله که مبسوط‎‎‎ترین رسائل عبید است شامل شماری از حکایات تاریخى ملیح است از دوره‎اى که عبید در آن مى‎زیسته و مطالعه آنها علاوه بر آنکه خواننده را به‎خوبى به روحیات و اخلاقیات آن دوره آشنا مى‎کند، طرز نظر یک مشت رند عالم‎سوز را که عبید سرحلقه ایشان بوده، نسبت به آن اوضاع روشن مى‎نمایاند. از جمله حکایات شیرین این است که: شخصى دعوى خدایى مى‎کرد. او را پیش خلیفه بردند. او را گفت: پارسال اینجا یکى دعوى پیغمبرى مى‎کرد، او را کشتند. گفت: نیک کرده‎اند؛ که او را من نفرستاده بودم.
    الف)- رساله دلگشا: این رساله که مبسوط‎‎‎ترین رسائل عبید است شامل شماری از حکایات تاریخى ملیح است از دوره‌اى که عبید در آن مى‎زیسته و مطالعه آنها علاوه بر آنکه خواننده را به‌خوبى به روحیات و اخلاقیات آن دوره آشنا مى‌کند، طرز نظر یک مشت رند عالم‎سوز را که عبید سرحلقه ایشان بوده، نسبت به آن اوضاع روشن مى‌نمایاند. از جمله حکایات شیرین این است که: شخصى دعوى خدایى مى‌کرد. او را پیش خلیفه بردند. او را گفت: پارسال اینجا یکى دعوى پیغمبرى مى‌کرد، او را کشتند. گفت: نیک کرده‌اند؛ که او را من نفرستاده بودم.
    شخصى با معبّرى گفت: در خواب دیدم که از پشک (سرگین) شتر بورانى مى‎سازم. تعبیر آن‎، چه باشد؟ معبّر گفت: دو شنکه (مقدارى پول) بده تا تعبیر آن بگویم. گفت: اگر دو تنگه داشتمى، خود به بادنجان دادمى و بورانى ساختمى تا از پشک شتر نبایستمى ساخت<ref>ر.ک: مقدمه کتاب، ص22-23؛ متن کتاب، ص292</ref>.
     
    شخصى با معبّرى گفت: در خواب دیدم که از پشک (سرگین) شتر بورانى مى‎سازم. تعبیر آن‎، چه باشد؟ معبّر گفت: دو شنکه (مقدارى پول) بده تا تعبیر آن بگویم. گفت: اگر دو تنگه داشتمى، خود به بادنجان دادمى و بورانى ساختمى تا از پشک شتر نبایستمى ساخت<ref>[https://www.noorlib.ir/view/fa/book/bookview/text/17864/1/22 ر.ک: مقدمه کتاب، ص22-23]؛ [https://www.noorlib.ir/view/fa/book/bookview/text/17864/1/292 متن کتاب، ص292]</ref>.


    ب)- رساله أخلاق الأشراف: عبید در این رساله، با عباراتى جزیل و انشائى روان و بلیغ که عین همان سبک شیرین و متین سعدى است، یک عده از فضایل اخلاقى از قبیل حکمت و عفت و شجاعت و عدالت و سخاوت و حلم و وفا را مورد بحث قرار داده و ابتدا تعریف این کلمات را مطابق رأى علماى اخلاق بیان کرده و سیره قدما را در باب هریک تقریر نموده و سپس به ذکر رأى کسانى که ایشان را از سر شوخى «بزرگان» و «زیرکان» عهد خود نامیده، در مورد هریک از فضایل پرداخته و مذهب جدید اینان را در اخلاقیات، مذهب مختار خوانده و راه و رسم قدما را که در زمان عبید مهجور و مورد بى‎اعتنایى بوده، مذهب منسوخ نامیده است. تاریخ تألیف این رساله سال ۷۴۰ هجرى است<ref>ر.ک: مقدمه کتاب، ص21-22</ref>.
    ب)- رساله [[اخلاق الاشراف|أخلاق الأشراف]]: عبید در این رساله، با عباراتى جزیل و انشائى روان و بلیغ که عین همان سبک شیرین و متین سعدى است، یک عده از فضایل اخلاقى از قبیل حکمت و عفت و شجاعت و عدالت و سخاوت و حلم و وفا را مورد بحث قرار داده و ابتدا تعریف این کلمات را مطابق رأى علماى اخلاق بیان کرده و سیره قدما را در باب هریک تقریر نموده و سپس به ذکر رأى کسانى که ایشان را از سر شوخى «بزرگان» و «زیرکان» عهد خود نامیده، در مورد هریک از فضایل پرداخته و مذهب جدید اینان را در اخلاقیات، مذهب مختار خوانده و راه و رسم قدما را که در زمان عبید مهجور و مورد بی‌اعتنایى بوده، مذهب منسوخ نامیده است. تاریخ تألیف این رساله سال ۷۴۰ هجرى است<ref>[https://www.noorlib.ir/view/fa/book/bookview/text/17864/1/21 ر.ک: مقدمه کتاب، ص21-22]</ref>.


    ج)- ریش‎نامه است: رساله کوچکى است در مذمت ریش و جور و جفائى که خوب‎رویان زمان از این عارضه دلخراش و آفت جانکاه مى‎بینند<ref>ر.ک: همان، ص22</ref>.
    ج)- ریش‎نامه است: رساله کوچکى است در مذمت ریش و جور و جفائى که خوب‎رویان زمان از این عارضه دلخراش و آفت جانکاه مى‌بینند<ref>[https://www.noorlib.ir/view/fa/book/bookview/text/17864/1/22 ر.ک: همان، ص22]</ref>.


    د)- تضمینات و قطعات و رباعیات.
    د)- تضمینات و قطعات و رباعیات.


    ه)- رساله تعریفات: مشتمل بر ده فصل است، درباره تعریف شماری از مصطلحات مربوط به زندگانی دنیایی و اداری و علمی و... به زبان طیبت و هزل<ref>ر.ک: همان</ref>.
    ه)- رساله تعریفات: مشتمل بر ده فصل است، درباره تعریف شماری از مصطلحات مربوط به زندگانی دنیایی و اداری و علمی و... به زبان طیبت و هزل<ref>[https://www.noorlib.ir/view/fa/book/bookview/text/17864/1/22 ر.ک: همان]</ref>.


    ز)- رساله موش و گربه: قصیده بزرگی است به وزن بحر خفیف در شرح تزویر و ریاکارى گربه‎اى از گربه‎هاى کرمان و زاهد و عابد شدن او پس از سال‎ها دریدن موشان و فریب خوردن موشان و بروز جنگ بین این دو جنس و غلبه لشگر موشان بر سپاه گربگان و به دار آویخته شدن گربه ریاکار. این قصه بسیار شیرین که در سراسر ممالک فارسى‎زبان شهرتى تمام یافته و عده‎اى از ابیات آن حکم مثل سائر را پیدا کرده مسلما اشاره به یک واقعه تاریخى و مانند سایر نوشته‎هاى عبید به‎عنوان انتقاد از اوضاع زمان و پاره‎اى از آداب و مراسم معموله عهد نگاشته شده، لیکن درست معلوم نشد که نظر عبید در نظم آن داستان به چه واقعه‎اى بوده است. خم شکستن و تعصب ورزیدن و دست بیعت دادن به بازماندگان خاندان خلافت عباسى در مصر و سایر ریاکاری‎ها و... بعید نیست که ذهن لطیف عبید را متأثر ساخته و زبان او را با نظم داستان گربه و موش به انتقاد و تخطئه آن روش نفاق‎آمیز واداشته باشد؛ چه، درک توفیق بین دو رسم متضاد: یکى خون‎ریزى بى‎باکانه و ظلم و ریا و ضبط‍‎ مال‎ومنال مردم، دیگرى جهاد در راه خدا و اختیار لقب «شاه غازى»، براى صاحبان ذهن صافى و ارباب ذوق سلیم بسیار مشکل است و محال است که ایشان را در مشاهده چنین احوال متأثر نسازد و به اعتراض و انتقاد واندارد<ref>ر.ک: همان، ص24</ref>.
    ز)- رساله موش و گربه: قصیده بزرگی است به وزن بحر خفیف در شرح تزویر و ریاکارى گربه‌اى از گربه‌هاى کرمان و زاهد و عابد شدن او پس از سال‎ها دریدن موشان و فریب خوردن موشان و بروز جنگ بین این دو جنس و غلبه لشگر موشان بر سپاه گربگان و به دار آویخته شدن گربه ریاکار. این قصه بسیار شیرین که در سراسر ممالک فارسى‎زبان شهرتى تمام یافته و عده‌اى از ابیات آن حکم مثل سائر را پیدا کرده مسلما اشاره به یک واقعه تاریخى و مانند سایر نوشته‌هاى عبید به‌عنوان انتقاد از اوضاع زمان و پاره‌اى از آداب و مراسم معموله عهد نگاشته شده، لیکن درست معلوم نشد که نظر عبید در نظم آن داستان به چه واقعه‌اى بوده است. خم شکستن و تعصب ورزیدن و دست بیعت دادن به بازماندگان خاندان خلافت عباسى در مصر و سایر ریاکاری‌ها و... بعید نیست که ذهن لطیف عبید را متأثر ساخته و زبان او را با نظم داستان گربه و موش به انتقاد و تخطئه آن روش نفاق‎آمیز واداشته باشد؛ چه، درک توفیق بین دو رسم متضاد: یکى خون‌ریزى بى‌باکانه و ظلم و ریا و ضبط‍‎ مال‌ومنال مردم، دیگرى جهاد در راه خدا و اختیار لقب «شاه غازى»، براى صاحبان ذهن صافى و ارباب ذوق سلیم بسیار مشکل است و محال است که ایشان را در مشاهده چنین احوال متأثر نسازد و به اعتراض و انتقاد واندارد<ref>[https://www.noorlib.ir/view/fa/book/bookview/text/17864/1/22 ر.ک: همان، ص24]</ref>.


    ==وضعیت کتاب==
    ==وضعیت کتاب==
    فهرست مطالب در ابتدای کتاب ذکر شده است.
    فهرست مطالب در ابتدای کتاب ذکر شده است.


    ==پانویس ==
    ==پانویس==
    <references />
    <references />


    خط ۷۶: خط ۷۹:
       
       
    [[رده:زبانها و ادبیات ایرانی]]
    [[رده:زبانها و ادبیات ایرانی]]
    [[رده:25 تیر الی 24 مرداد]]
    [[رده:سال97-1تیر الی31]]

    نسخهٔ کنونی تا ‏۱۴ ژوئن ۲۰۲۰، ساعت ۱۷:۴۰

    ‏‏کلیات عبید زاکانی
    کلیات عبید زاکانی
    پدیدآورانعبید زاکانی، عبیدالله (نویسنده) اقبال آشتیانی، عباس (مقدمه‌نويس)
    عنوان‌های دیگرشامل قصايد، غزليات، رباعيات، رسايل، لطايف و داستان موش و گربه کليات. برگزيده
    ناشرپيک فرهنگ
    مکان نشرايران - تهران
    شابک964-6188-03-6
    موضوعشعر فارسی - قرن 8ق.
    زبانفارسی انگلیسی
    تعداد جلد1
    کد کنگره
    ‏‏PIR‎‏ ‎‏5521‎‏ ‎‏/‎‏آ‎‏16*
    نورلایبمطالعه و دانلود pdf

    ‏کلیات عبید زاکانی، اثر نجم‌الدین عبیدالله، متخلص به عبید زاکانی، با مقدمه‌ای از «عباس اقبال آشتیانی»، مشتمل است بر مجموعه‌ای از آثار عبید زاکانی، در موضوعات اخلاقی، اجتماعی و...؛ برخی به زبان جد و بعضی به زبان هزل.

    ساختار

    کتاب، مشتمل است بر مقدمه اقبال آشتیانی و محتوای اصلی در دو بخش.

    گزارش محتوا

    مقدمه کتاب در سه بخش، ابتدا در مورد ترجمه احوال عبید زاکانی است. نسبت او به خاندان زاکانیان می‌رسد؛ خاندانی از «عرب بنی‌خفاجه» که به مهاجرت به قزوین آمده و در آنجا ساکن شده بودند. عبید در قزوین به کسب دانش پرداخت و تا پایان عمر در این شهر بود. عباس اقبال بیان می‌دارد که از شرح حال و وقایع زندگانی عبید زاکانی اطلاع مفصلی در دست نیست و اطلاعات ما در این باب، منحصر است به معلوماتی که حمدالله مستوفی معاصر و همشهری قزوینی عبید و پس از او دولت‌شاه سمرقندی در تذکره خود، تألیف‎شده در قرن ۸۹۲ق، ضمن شرحی مخلوط به افسانه در باب او به دست داده و مؤلف رياض العلماء در باب بعضی از تألیفات او ذکر کرده‎ است. معلومات دیگری نیز از اشعار و مؤلفات عبید به دست می‌آید. در ادامه به ذکر برخی پادشاهان و وزرایی که مورد مدح عبید زاکانی بوده‌اند، مانند: خواجه علاءالدین محمد، شاه شیخ جمال‌الدین ابواسحاق اینجو، سلطان اویس جلایری و شاه شجاع مظفری، اشاره شده است.

    سپس در بخش دوم، به آثار و تألیفات عبید زاکانی و ذکر ویژگی‌های آنها اشاره شده است.

    در بخش سوم مقدمه، از مطایبات عبید سخن رفته است[۱].

    بخش اول کتاب در باب دیوان اشعار عبید زاکانی است که مشتمل است بر قصیده، ترکیب‌بند، ترجیع‌بند، غزل، مثنوی و... در موضوعات گوناگونی مانند مدیحه، عبرت از روزگار، حسرت بر عمر گذشته، یأس از خلق و توکل بر خداوند، وصف معشوق، نصیحت، وصف قلعه دارالأمان و..[۲].

    بخش دوم کتاب، گزیده لطایف عبید زاکانی است شامل:

    الف)- رساله دلگشا: این رساله که مبسوط‎‎‎ترین رسائل عبید است شامل شماری از حکایات تاریخى ملیح است از دوره‌اى که عبید در آن مى‎زیسته و مطالعه آنها علاوه بر آنکه خواننده را به‌خوبى به روحیات و اخلاقیات آن دوره آشنا مى‌کند، طرز نظر یک مشت رند عالم‎سوز را که عبید سرحلقه ایشان بوده، نسبت به آن اوضاع روشن مى‌نمایاند. از جمله حکایات شیرین این است که: شخصى دعوى خدایى مى‌کرد. او را پیش خلیفه بردند. او را گفت: پارسال اینجا یکى دعوى پیغمبرى مى‌کرد، او را کشتند. گفت: نیک کرده‌اند؛ که او را من نفرستاده بودم.

    شخصى با معبّرى گفت: در خواب دیدم که از پشک (سرگین) شتر بورانى مى‎سازم. تعبیر آن‎، چه باشد؟ معبّر گفت: دو شنکه (مقدارى پول) بده تا تعبیر آن بگویم. گفت: اگر دو تنگه داشتمى، خود به بادنجان دادمى و بورانى ساختمى تا از پشک شتر نبایستمى ساخت[۳].

    ب)- رساله أخلاق الأشراف: عبید در این رساله، با عباراتى جزیل و انشائى روان و بلیغ که عین همان سبک شیرین و متین سعدى است، یک عده از فضایل اخلاقى از قبیل حکمت و عفت و شجاعت و عدالت و سخاوت و حلم و وفا را مورد بحث قرار داده و ابتدا تعریف این کلمات را مطابق رأى علماى اخلاق بیان کرده و سیره قدما را در باب هریک تقریر نموده و سپس به ذکر رأى کسانى که ایشان را از سر شوخى «بزرگان» و «زیرکان» عهد خود نامیده، در مورد هریک از فضایل پرداخته و مذهب جدید اینان را در اخلاقیات، مذهب مختار خوانده و راه و رسم قدما را که در زمان عبید مهجور و مورد بی‌اعتنایى بوده، مذهب منسوخ نامیده است. تاریخ تألیف این رساله سال ۷۴۰ هجرى است[۴].

    ج)- ریش‎نامه است: رساله کوچکى است در مذمت ریش و جور و جفائى که خوب‎رویان زمان از این عارضه دلخراش و آفت جانکاه مى‌بینند[۵].

    د)- تضمینات و قطعات و رباعیات.

    ه)- رساله تعریفات: مشتمل بر ده فصل است، درباره تعریف شماری از مصطلحات مربوط به زندگانی دنیایی و اداری و علمی و... به زبان طیبت و هزل[۶].

    ز)- رساله موش و گربه: قصیده بزرگی است به وزن بحر خفیف در شرح تزویر و ریاکارى گربه‌اى از گربه‌هاى کرمان و زاهد و عابد شدن او پس از سال‎ها دریدن موشان و فریب خوردن موشان و بروز جنگ بین این دو جنس و غلبه لشگر موشان بر سپاه گربگان و به دار آویخته شدن گربه ریاکار. این قصه بسیار شیرین که در سراسر ممالک فارسى‎زبان شهرتى تمام یافته و عده‌اى از ابیات آن حکم مثل سائر را پیدا کرده مسلما اشاره به یک واقعه تاریخى و مانند سایر نوشته‌هاى عبید به‌عنوان انتقاد از اوضاع زمان و پاره‌اى از آداب و مراسم معموله عهد نگاشته شده، لیکن درست معلوم نشد که نظر عبید در نظم آن داستان به چه واقعه‌اى بوده است. خم شکستن و تعصب ورزیدن و دست بیعت دادن به بازماندگان خاندان خلافت عباسى در مصر و سایر ریاکاری‌ها و... بعید نیست که ذهن لطیف عبید را متأثر ساخته و زبان او را با نظم داستان گربه و موش به انتقاد و تخطئه آن روش نفاق‎آمیز واداشته باشد؛ چه، درک توفیق بین دو رسم متضاد: یکى خون‌ریزى بى‌باکانه و ظلم و ریا و ضبط‍‎ مال‌ومنال مردم، دیگرى جهاد در راه خدا و اختیار لقب «شاه غازى»، براى صاحبان ذهن صافى و ارباب ذوق سلیم بسیار مشکل است و محال است که ایشان را در مشاهده چنین احوال متأثر نسازد و به اعتراض و انتقاد واندارد[۷].

    وضعیت کتاب

    فهرست مطالب در ابتدای کتاب ذکر شده است.

    پانویس

    منابع مقاله

    مقدمه و متن کتاب.

    وابسته‌ها